تبلیغات
پسرناب ایرانی
قالب وبلاگ
پسرناب ایرانی
زنده باد خودم! 
نویسندگان
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. 



عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟ 

گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد. 

بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟ 

گفت: خودم را می بینم ! 

عارف گفت: دیگر دیگران را نمی بینی! 

آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه. 

اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی. 

این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن : 

وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند. اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند. 


تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری…



طبقه بندی: داستان،  فقط بخند!!!،  زندگی،  اخلاق،  مذهبی،  باید بخونی،  متفرقه،  طنز،  ادبیاتتتتتتتتت، 
[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ علی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سلام،
ایم وبلاگ رو قبلا"در این آأرس میشناختیم
alisara.blogfa.com
اما اینجا آوردم تا بهتر پیشرفت کنم.
امیدوارم برای همدیگه دوستای خوبی بشیم.
نظرم یادت نره
کاری داشتی نظر بده یا میل بزن
ali7.boyhunt@gmail.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
لوگوی من Untitled Document