|
|
حتی لازم نیست یک ریال هم بپردازید. به خدا الکی نیست. مطمئنم باور نمی کنید. درست مثل من ولی منم تا موبایلو در خونم بهم ندادن باور نکردم. شما با ثبت نام در این سایت و دعوت کردن دوستان به این سایت محصول رایگان ( موبایل، لپتاب، تبلت، کنسول بازی، تلویزیون LED و ...)تحویل بگیرید. باور کنید حقیقت داره. ( چون ثبت نامش مجانیه هیچ ریسکی نداره ولی من که یک موبایل مجانی گرفتم ) یک سوال که برای همه پیش میاد :چرا این شرکت هدایای مجانی می دهد؟ این شرکت در واقع یک شرکت تبلیغاتی است که توسط شرکت های بزرگی همچون اپل، نوکیا، سونی اریکسون، سامسونگ و ... پشتیبانی می شود و در واقع برای آنها تبلیغ میکند که خرج این گونه تبلیغات بسیار کمتر از تبلیغات در تلویزیون هاست. در حقیقت شما با زیر مجموعه گیری افراد بیشتری را به این سایت وارد میکنید و وقتی تعداد افراد دعوت شده به سایت به تعداد مشخصی رسید محصول به در خونه شما فرستاده می شود. ( این تعداد افرادی که باید ثبت نام کنید به نوع محصول در خواستیه شما بستگی دارد، مثلا برای iphone 4s شما باید 45 نفر را به سایت دعوت کنید. ) راستی اگه شما از طریق لینک من ثبت نام کنید چیزی ازتون کم نمیشه ولی اگه این کارو نکنید شما حق الناس به گردن دارید و محصولی که براتون میفرستند حرامه چون من راضی نیستم، به هر حال من کلی زحمت کشیدم و تایپ کردم و شما رو به این سایت دعوت کردم. مراحل زیاده اما به خدا ارزش یک آیفون 4 رو داره ... مراحل کار: ابتدا باید با استفاده از لینک زیر وارد سایت xpango بشید: روی ثبت نام کلیک کنید: http://www.xpango.com?ref=92682984 حالا طبق عکس و توضیحات من پیش برین ، مرحله به مرحله ... 1. ابتدا که باید در بالای صفحه سایت register رو پیدا کنید و روش کلیک کنید: ![]() 2. حالا فرم رو طبق عکس کامل و دقیق پرکنید و در آخر روی register now کلیک کنید. ( اگه عکس ها براتون واضح نیست روش کلیک کنید یا اونو تو یک پنجره دیگه باز کنید تا در اندازه واقعی ببینیدش ) * تمام موارد را بصورت فینگلیشی وارد کنید ( به جز آدرس که باید انگلیسی باشه ) * تو نوشتن آدرس به انگلیسی من کمکتون میکنم ، کلمات پر کاربرد : پلاک : no واحد : unit طبقه : floor یاflat ساختمان : bldg کوچه : alley خیابان : st خیابان بزرگ : ave بلوار : blvd میدان : sq چهارراه : cross بعد از : after قبل از : before جاده : rd جنوبی : south شمالی : north غربی : west شرقی : east به طور مثال: enghelab sq , imam ave, shah st, shahid alley, aseman bldg, floor2, unit8 ![]() 3. حالا چنین صفحه ای براتون باز میشه: به این معنی که شما باید برید، ایمیلتون رو چک کنید و ایمیلی که از طرف xpango دریافت کردید رو باز کنید و روی لینک فعال سازی کلیک کنید. ( به عکس ها توجه کنید ) ![]() 4. با توجه به این عکس روی لینک فعال سازی موجود در ایمیل فرستاده شده براتون کلیک کنید تا یک صفحه جدید باز بشه. ![]() 5. حالا طبق عکس روی login کلیک کنید. ![]() 6. حالا برای وارد شدن به اکانتتون باید ایمیل و پسوردتون را وارد کنید. ![]() 7. حالا شما وارد اکانت خودتون شدید: ![]() 8. در ستون سمت راست سایت مواردی وجود دارد که شما باد روی complete offers کلیک کنید. ![]() 9. حالا در صفحه باز شده در ستون سمت راست روی Entertinment کلیک کنید. ![]() 10. در صفحه باز شده روی more info کلیک کنید. توجه کنید که با به پایان رساندن ثبت نام 1 امتیاز رایگان هم بعد از 7 روز به شما داده می شود. ![]() 11. در صفحه ی باز شده و در پایین صفحه صفحه روی گزینه ی complete offer کلیک کنید. ![]() 12. حالا در یک صفحه جدید یک سایت را باز میکند. اکنون روی Get Started کلیک کنید. ![]() 13. این متن را کامل بخوانید : نکته مهم : وقتی روی Get Started کلیک کنید سایت صفحه های مختلفی را باز می کند ممکن است لازم باشد در صفحه ی باز شده روی get started now کلیک کنید تا به بخش مورد نظر یعنی بخش پرسش سوال (در ادامه بهتون توضیح میدم) وارد شوید و یا مستقیم وارد شوید . ( حالا شما دو راه دارید: 1- بوسیله ی این توضیحات نوشتاری ثبت نام را تکمیل کنید. 2- از روی آموزش تصویری و گام به گام که ممکنه یکم با اونی که شما انجام میدهید فرق کنه پیش بروید. در هر حال فقط شما باید بعد از یک سری پرسش و پاسخ به مرحله ثبت نام برسید.) آموزش نوشتاری: همین بخش سوال ها و بخش ثبت نام سایت هم شکل ها و قالب های مختلفی دارد. شما باید به دلخواه و الکی به سوال ها پاسخ بدهید و next بزنید تا به بخش ثبت نام برسید و فرم ثبت نام را پر کنید و ثبت نام را کامل انجام دهید، سپس به مدت 30 ثانیه به بخش های مختلف سایت سر بزنید تا پیشنهاد xpango را کامل کنید و دیگه تمومه و سایت را ببندید و 7 روز منتظر باشید تا اکانت شما تائید شود و در این مدت شما میتوانید با لینک اختصاصی خودتون زیر مجموعه جمع کنید البته برای اینکه امتیاز مربوط به هر زیر مجموعه به شما برسد باید زیر مجموعه شما پیشنهاد xpango را کامل کرده باشد . پس با استفاده از این آموزش به زیر مجموعه های خود آموزش کامل بدهید. من در این جا پاسخ به سوالات و ثبت نام کردن در این سایت عجیب غریب هم گذاشتم ولی ممکنه شکل ظاهری و نوع سوالات شما فرق داشته باشه .!! به هر حال قالب بخش پرسش سوال و ثبت نام همین طوره که من آموزش میدم: نکته : اگر صفحه ای از سایت در هر یک از مراحل باز نشد و این عکس را نمایش داد صفحه را بارگذاری مجدد (reload) کنید. ![]() آموزش تصویری: 14. وقتی به صفحه سوالات رسیدید، الکی به آنها پاسخ دهید و next بزنید: ![]() 15. وقتی به آخرین سوال رسیدید و روی Next کلیک کردید ، صفحه ثبتنام با کمی مکس باز می شود اگر نشد صفحه را reload کنید تا باز شود : ![]() 16. صفحه ثبت نام چنین شکلی یا شکلی شبیه به این خواهد داشت، آن را پر کرده و روی Creat Account کلیک کنید. ![]() 17. فرم ثبت نام را کامل کنید ( طبق عکس ) : ![]() 18. حالا شما ثبت نام کردید. به صفحه اصلیه سایت بروید ( www.lumosity.com ) و دوباره روی Get Started کلیک کنیدو سپس در صفحه ی بعدی روی Continue Training کلیک کنید و از بازی های هوش و دیگر چیر های سایت به مدت 30 ثانیه یا برای محکم کاری 1 دقیقه استفاده کنید و به قول خودمون تو سایت بچرخین و بعد اونو ببندید. حالا میتونید شروع به زیرمجموعه گیری کنید و لی زیر مجموعه های شما هم باید در این سایت ثبت نام کنند ( یعنی پیشنهاد xpango را انجام دهند، درست مثل شما که الان offer را انجام دادید. ) هر زیر مجموعه که ثبت نام میکند و پیشنهاد را انجام میدهد ، بعد از هفت روز 1 امتیاز به شما میرسد، زیرا 7 روز طول میکشد تا سایت پیشنهاد را که توسط شما یا زیر مجموعه شما کامل شده، تائید کند. لازمه بدونید که فقط اگه شخصی با لینک شما ثبت نام کند و مثل شما offer خود را کامل کند یک امتیاز به شما ( بعد 7 روز ) تعلق میگیرد. لینک اختصاصی شما را در عکس مرحله 7 مشخص کردم و همینطور تعداد افرادی شما ثبت نام کردید در پایین مقابل فلش سبز رنگ نشان داده میشود و وقتی این تعداد به تعداد معیین شده برسد بعد از 3 هفته محصول مورد نظر را در منزلتان دریافت کنید. ( * نکته : از یک کامپیوتر چند اکانت نسازید زیرا سیستم xpango شناسایی میکند. ) مدت ارسال محصول بین 1 تا 3 هفته می باشد. چند راه برای تبلیغ کردن لینک شما و گرفتن امتیاز : 1. معرفی این سایت به دوستان و آشنایان و نزدیکان. 2. استفاده از سایت ارسال نظر گروهی ( رایگان ) به وبلاگ ها : www.blogleech.com 3. تبلیغ در جامعه های مجازی ( facebook و ... ) نکاتی بعد از ثبت نام: وقتی ثبت نام کامل شد و شما از سایت خارج شدید و اونو بستید برای این که دوباره به اون بخشی که توش لینک اختصاصی شما و تعداد امتیاز های شما و محصول درخواستی شما رو نوشته برگردید باید روی My Account در بالای سایت کلیک کنید و بعد ایمیل و پسورد خود را وارد کنید. ![]() حالا وقتی وارد شدید برای این که زیر مجموعه هایی که تازه ثبت نام کردند و 7 روز مونده تا امتیاز اونا به شما برسه را ببینید و اگه خواستید به اون ها ایمیل بفرستید باید روی DETAILS در زیر عکس محصول کلیک کنید. ![]() حالا هم روی CREDIT DETAILS کلیک کنید. ![]() حالا میتونید تمام اطلاعات رو از جمله تعداد افراد فعال نشده را ببینید. همچنین شما با کلیک بروی MORE INFO میتونید نام اون ها رو ببینید و نیز به آنها ایمیل بفرستید. در پایان می خوام بگم copy از این اطلاعات مجاز است و براتون آرزوی موفقیت میکنم و همچنین منتظر نظرات شما هستم، اگه سوالی هم بود در خدمتم تو نظرات بهم بگید تا پاسخ بدم.
این آدرس وبلاگ دیگمه، این یعنی نمینویسم(تو این وبلاگه) storyboy7.blogfa.com
سایت من رفقا: www.facepad.ir در ضمن سفارش هرگونه لوگو رایگان پذیرفته میشود. ما همگی می دانیم که اینترنت وسعت زیادی دارد. اما گاهی اوقات با بررسی آمار و ارقام به این نتیجه می رسیم که گستردگی این شبکه ی جهانی قابل اندازه گیری نیست. 3. 247 میلیارد ایمیل در هر روز ارسال می شود. 7. وبلاگ هایی که به ثبت رسیده اند : 10. برای مواردی مردم از موبایل – اینترنت استفاده می کنند. طبقه بندی: ترسناک، زندگی، باید بخونی، طنز، ادبیاتتتتتتتتت، تکنولوژی، [ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 02:53 ب.ظ ] [ علی ]
به نام خدا مطلب ثابت،یعنی پایین هم ببین... سلام، بعد از چند وقت که دنبال کار سایتم بودم نتونستم وبلاگو آپ کنم، در هر صورت به زودی با یک پست آدرس سایت و توضیحات رو میگم، سایتم به صورت یک جامعه مجازی میباشد و برای یک پسر13ساله ابتکاری هست. لطفا شرکت کنید: طبقه بندی: متفرقه، برچسب ها: وبلاگ، [ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ علی ]
99669999996669999996699666699666999966699666699 99699999999699999999699666699669966996699666699 99669999999999999996699666699699666699699666699 99666699999999999966666999966699666699699666699 99666666999999996666666699666699666699699666699 99666666669999666666666699666669966996699666699 99666666666996666666666699666666999966669999996 1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس 3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ... همتون رو دوست دارم ♥ طبقه بندی: متفرقه، دانشجوی تهران شمال : نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه: بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ( امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد) دانشجوی تهران جنوب: (.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد ) دانشجوی دانشگاه تهران : وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو (توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده) دانشجوی پزشکی : در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست دانشجوی هنر : من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی . وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن . دانشجوی الهیات : یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... * *: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود دانشجوی تربیت بدنی: به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه دانشجوی زبان خارجی : هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن دانشجوی حقوق : تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه . راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو
ولک جاسم بگیرش ، دندوناتو پاره میکنم ! به کی چپ چپ نگاه کردی ولک ( باقی درگیری فیزیکی و با سلاح سرد انجام میشه ! )
طبقه بندی: فقط بخند!!!، باید بخونی، متفرقه، اقتصاد مرسوم :
اقتصاد سوییسی :
اقتصاد روسی:
طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، باید بخونی، طنز، روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت. کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: سلام رییس پرسید: بابا خونست؟ صدای کوچک نجواکنان گفت: بله
کودک خیلی آهسته گفت: نه رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: مامانت اونجاست؟ ـ بله ـ می تونم با او صحبت کنم؟ دوباره صدای کوچک گفت: نه رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: آیا کس دیگری آنجا هست؟ کودک زمزمه کنان پاسخ داد: بله، یک پلیس رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟ کودک خیلی آهسته پاسخ داد: نه، او مشغول است؟ ـ مشغول چه کاری است؟ کودک همان طور آهسته باز جواب داد: مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان. رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود، پرسید: این چه صدایی است؟ صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: یک هلی کوپتر رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: آنجا چه خبر است؟ کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: گروه جست و جو، همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند. رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: آنها دنبال چی می گردند؟
طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، باید بخونی، متفرقه، طنز،
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ... دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون » نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!! طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، باید بخونی، طنز، لئوناردو داوینچی هنگام كشیدن تابلوی شام آخر دچار مشكل بزرگی شد؛ میبایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا، از یاران مسیح كه هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر میكرد. كار را نیمه تمام رها كرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا كند. روزی در یك مراسم همسرایی، تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت.
روزی در یك مراسم همسرایی، تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود. كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار میآورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژندهپوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت. گدا را كه درست نمیفهمید چه خبر است، به كلیسا آوردند؛ دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بیتقوایی، گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد. وقتی كارش تمام شد، گدا، كه دیگر مستی كمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز كرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزهای از شگفتی و اندوه گفت: " من این تابلو را قبلأ دیدهام!" داوینچی با تعجب پرسید: "كی؟" - سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی كه در یك گروه همسرایی آواز میخواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!! طبقه بندی: داستان، ترسناک، زندگی، اخلاق، مذهبی، متفرقه، طنز،
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. یکى از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مىزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد. فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد. داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» نوبت به داماد آخرى رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. امّا داماد از جایش تکان نخورد. او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم. همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بىامو کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت» طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، زندگی، باید بخونی، طنز، anty girl،
«سد سیوند در استان فارس در آستانه آبگیری است که با این کار برای همیشه آرامگاه کورش کبیر نابود میشود.» این خبر را یک منبع مطلع در سازمان میراث فرهنگی اعلام کرده است. ( البته هم اکنون این سد آبگیری شده و آرامگاه به زیر آب رفت طبقه بندی: ترسناک، باید بخونی، متفرقه، کوروش شاه جهان، زیبا ترین زنان جهان را میبینید كه در 4 گروه دسته بندی شده اند و توسط برنامه های گرافیكی با هم ادغام شده و تصویری جدید را پدید آورده اند. در نهایت برایند 4 تصویر به دست آمده از این 4 گروه پدید آورنده زیبا ترین زن جهان میباشد. به تصاویر دقت كنید. گروه اول ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
طبقه بندی: فقط بخند!!!، باید بخونی، متفرقه، طنز، anty girl، کشتارگاه دام در ورامین یکی از مراکز مهم تولید و بسته بندی بهداشتی استان تهران است.
طبقه بندی: فقط بخند!!!، ترسناک، متفرقه، پوریا پورسرخ : متولد۵۶ در تهران (دکترای فیزیولوژی گیاهی) لاله اسکندری : متولد ۵۱ در تهران (لیسانس گرافیک) مهناز افشار: متولد ۵۶ در تهران (دیپلم تجربی) پژمان بازغی: متولد ۵۳ در تهران (لیسانس صنایع) عسل بدیعی: متولد ۵۶ در تهران (لیسانس تغذیه) زیبا بروفه: متولد ۵۴ در تهران ( لیسانس حقوق قضایی) ماهایا پتروسیان: متولد ۴۸ در تهران ( لیسانس تئاتر) پارسا پیروزفر: متولد ۵۱ در تهران ( لیسانس نقاشی) هانیه توسلی: متولد ۵۸ در همدان (دانشجوی رشته نمایش نامه نویسی) هدیه تهرانی: متولد ۵۱ در تهران (دیپلم) بهناز جعفری: متولد ۵۳ در تهران (لیسانس ادبیات نمایشی) رامبد جوان: متولد ۵۰ در تهران (دیپلم) چکامه چمن ماه: متولد ۵۹ در تهران (دیپلم مجسمه سازی) ترانه علیدوستی: متولد ۶۳ در تهران(دیپلم) مهتاب کرامتی: متولد ۵۰ در تهران( لیسانس میکروبیولوژی) نیکی کریمی: متولد ۵۰ در تهران( دیپلم تجربی) مانی کسراییان: متولد ۵۵ در شیراز( لیسانس بازیگری) باران کوثری: متولد ۶۴ در تهران(دیپلم موسیقی) کامبیز کاشفی: متولد ۵۶ در تهران( دیپلم) میترا حجار: متولد ۵۵ در تهران(دیپلم) امین حیایی: متولد ۴۹ در تهران(تحصیل در رشته کامپیوتر را رها کرد)
شهاب حسینی: متولد ۵۲ در تهران (تحصیل در رشته روانشناسی را رها کرد) شهرام حقیقت دوست: متولد ۵۱(کارشناس رشته تئاتر) رضا داوود نژاد:متولد ۵۹ در تهران ( تحصیل در رشته حقوق را رها کرد) سام درخشانی: متولد ۵۹ در تهران(تحصیل در رشته نمایش را رها کرد) بهرام رادان: متولد ۵۸ در تهران( لیسانس مدیریت بازرگانی) حبیب رضایی: متولد ۴۸ در مشهد( لیسانس مدیریت بیمارستان) مریلا زارعی: متولد ۵۳ در تهران(لیسانس مهندسی صنایع غذایی) فقیهه سلطانی: متولد ۵۳ در تهران(لیسانس ادبیات نمایشی) رامبد شکرآبی: متولد ۵۱ در تهران( دیپلم ریاضی) رضا شفیعی جم: متولد ۵۰ در تهران( لیسانس نقاشی) غزل صارمی: متولد ۵۷ در تهران(دیپلم) میلاد صدر عاملی: متولد ۶۱ (دانشجوی رشته مهندسی نساجی) امیر حسین صدیق: متولد ۵۱ در نیشابور( دیپلم بازیگری) لادن طباطبایی: متولد ۴۹ در تهران(لیسانس بازیگری) شبنم طلوعی: متولد ۵۰ در تهران( دیپلم) پرستو صالحی: متولد ۵۶ در تهران( لیسانس) رزیتا غفاری: متولد ۵۱ در تهران(لیسانس کارگردانی سینما) شقایق فراهانی: متولد ۵۱ در تهران( لیسانس نقاشی) گلشیفته فراهانی: متولد ۶۲ در تهران(دانشجوی رشته موسیقی) نگار فروزنده: متولد ۵۷ در تهران(دیپلم) حدیث فولادوند: متولد ۵۶ در تهران(فوق دیپلم) علی قربان زاده: متولد ۵۷ در تهران(دیپلم) شبنم قلی خانی: متولد ۵۶ در تهران(فوق لیسانس رشته تئاتر) محمد رضا گلزار: متولد ۵۴ در تهران(لیسانس مکانیک سیالات) پوپک گلدره: متولد ۵۰ در تهران(لیسانس روانشناسی) سروش گودرزی: متولد ۵۳ در تهران( لیسانس کامپوتر) لادن مستوفی: متولد ۵۱ در شهسوار(لیسانس کارگردانی) مرجان محتشم: متولد ۴۸ در تهران( رها کرده دبیرستان) یکتا ناصر:متولد ۵۷ در تهران(لیسانس مهندسی محیط زیست) بهاره رهنما: متولد ۵۲ در تهران(لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی.دانشجوی فوق لیسانس در رشته نمایش) لیلا حاتمی: متولد ۵۱ در تهران ( تحصیل در مهندسی برق و ادبیات مدرن فرانسه را در سوییس نیمه کاره رها کرد) طبقه بندی: فقط بخند!!!، زندگی، باید بخونی، متفرقه، (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)
(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.) طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، زندگی، باید بخونی، متفرقه، طنز، anty girl، پنج آدمخوار به عنوان برنامه نویس در یك شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: "شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و میتوانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فكر کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید. " آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند . چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کارمیکنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یكی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما میداند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ " آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند." بعد از اینكه رئیس شرکت رفت ، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یك از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده ؟ " یكی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. از این به بعد لطفاً افرادی را که کار میکنند نخورید طبقه بندی: داستان، ترسناک، فقط بخند!!!، باید بخونی، متفرقه، طنز،
خدمت جناب دکتر زیباییان استاد محترم فارسی: باسلام و عرض خسته نباشید خدمت شما چند پیشنهاد داشتم که امیدوارم مفید واقع شود.درابتدا از روش زیبای تدریس شما بسیار تشکر میکنم: ۱.استاد شما خیلی خمیازه میکشید واین باعث میشود ماهمه خوابمان بگیرد.بعضی از دانشجویان با اینکار شما خوابشون میگیرد ودائم به دستشویی میروند تا دست ورویشان را بشویند واینکار باعث میشود که نتوانند خوب درس بخوانند. ۲.استاد شما خیلی به موهای بلند وبلوندتان دست میزنید.بعضی از دانشجویان دختر کلاس با اینکار شما مات ومبهوت میمانند ونمیتوانند به درس تمرکز داشته باشند. ۳.استادشما خیلی خوشگلید.و برای همین من نمیتوانم به شما نگاه نکنم.پس خواهش میکنم اینقدر به من نگویید نگاهت به کتابت باشه. ۴.استاددیروز یکی از همکلاسیهام درباره شما خیلی بد صحبت میکرد.راستش من خیلی بهم برخورد چون راستش شمارا خیلی دوست دارم وبرای همین با او به شدت دعوا کردم.اینکار باعث شدهمه فکرکنند من به شما علاقه دارم.اما خوب میدونیدمن فقط پسری را دوست خواهم داشت که مثل شما قدبلند باشه وموهای بلوند داشته باشه. ۵.استاددیروز پدرم به دانشگاه آمدومن شمارا یواشکی به اونشان دادم.پدرم شما را پسندید.نمیدانید چقدر خوشحال شدم. ۶.استاد آخه چراشماهفته پیش سرکلاس نیامدید؟من خیلی دلم براتون تنگ شده بود.دلم هم خیلی شور افتاده بود.نمیدونیدجلسه بعدکه شمارادیدم.چقدر خوشحال شدم. امیدوارم ناراحت نشده باشید.بهرحال انتقاد همیشه باعث اعتلای سطح آموزشی میشه.راستش منهم دوست ندارم شمااز دست من ناراحت بشید.برای همین اگر احتمالا ناراحتتون کردم ازتون معذرت میخوام طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، اخلاق، باید بخونی، متفرقه، طنز، anty girl،
طبقه بندی: داستان، ترسناک، فقط بخند!!!، باید بخونی، متفرقه، طنز، anty girl،
طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، زندگی، اخلاق، باید بخونی، متفرقه، طنز،
مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل". چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج می شود. مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند. دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم ... باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی ... اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده ... با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود. با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد. دکتر: هه ! شوخی کردم ... زنت همون اولش مُرد !!!!! طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، باید بخونی، متفرقه، طنز، anty girl،
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟ گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد. بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟ گفت: خودم را می بینم ! عارف گفت: دیگر دیگران را نمی بینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه. اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی. این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن : وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند. اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری… طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، زندگی، اخلاق، مذهبی، باید بخونی، متفرقه، طنز، ادبیاتتتتتتتتت،
پیمانكار آمریكایی پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را 900 دلار اعلام كرد. مسؤل كاخ سفید دلیل قیمت گذاری اش را پرسید و وی در پاسخ گفت: 400 دلار بابت تهیه مواد اولیه + 400 دلار بابت هزینه های كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده. پیمانكار مكزیكی هم پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را 700 دلار اعلام كرد. 300 دلار بابت تهیه مواد اولیه + 300 دلار بابت هزینه های كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده. .. .. .. .. .. .. .. .. .. اما نوبت به پیمانكار ایرانی كه رسید بدون محاسبه و بازدید از محل به سمت مسؤل كاح سفید رفت و در گوشش گفت: قیمت پیشنهادی من 2700 دلار است!!! مسؤل كاخ سفید با عصبانیت گفت: تو دیوانه شدی، چرا 2700 دلار؟!!!!! پیمانكار ایرانی در كمال خونسردی در گوشش گفت: آرام باش ... .. 1000 دلار برای تو ...... و 1000 برای من ....... و انجام كار هم با پیمانكار مكزیكی. و پیمانكار ایرانی در مناقصه پیروز شد !! طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، زندگی، باید بخونی، متفرقه، طنز، برچسب ها: hdvhkd ih، سخنران در حالی که یک بیست دلاری را بالای سر برده بود از 200نفر حاضردر سمینارپرسید چه کسی این 20دلاری را می خواه؟؟ همه دستها را بالا برند بعد پول را مچاله کرد و دوباره گفت هنوز کسی هست که این 20دلاری را بخواهد باز همه دستها را بالا بردند سپس اسکناس را روی زمین انداخت و با پا پول را مچاله کرد وباز هم گفت کسی پول را می خواهد.دستها همچنان بالا بود.سخران گفت دوستان من شما همگی درس ارزشمندی را یاد گرفتید. در واقع چه اهمیتی دارد که من این 20دلاری را چه کار کنم مهم است که شما هنوز ان را می خواهیدچون ارزش ان کم نشده است.این اسکناس هنوز 20دلار می ارزد. ما در زندگی ممکن است به خاطر شرایطی زمین بخوریم و مچاله و کثیف شویم و احساس کنیم که بی ارزش شده ایم. اما اصلا مهم نیست که چه اتفاقی افتاده است. مهم این است شما هرگز ارزش خود را از دست نداده اید چون هنوز کسانی هستند که شما را دوست داشته باشند. طبقه بندی: داستان، زندگی، اخلاق، باید بخونی، متفرقه، برچسب ها: باید بخونی، مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت :
طبقه بندی: داستان، فقط بخند!!!، زندگی، باید بخونی، متفرقه، طنز، anty girl، |
|||||||||||||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||||||||||||||||